ღ روز های بارانیღ

 

از هیچ کار کودکی ام پشیمان نیستم

 جز آرزوی بزرگ شدنم....

نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/۳۱ساعت ۱:٥۸ ‎ب.ظ توسط دل بارانی من... نظرات ()

 

روزمون (روز همه ی دختر ها)مبارک...

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/٢۸ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ توسط دل بارانی من... نظرات ()

 

کودکی با خود اندیشید که خدا چه میخورد.........

چه می پوشد........ 

و در کجا ساکن است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ناگهان ندایی آمد که خدا غم بندگانش را می خورد

گناهانشان را می پوشد

و

در قلب شکسته ی آنان ساکن است!!!!!!!!!!!!!!!

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/٢٥ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ توسط دل بارانی من... نظرات ()

 

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند


 مثل آسمانی که امشب می بارد....


 و اینک باران


 بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند


 و چشمانم را نوازش می دهد

 
 تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

 

<a href="http://www.pic1.iran-forum.ir/viewer.php?file=69197026035892048171.jpg"><img src="http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up9/69197026035892048171_thumb.jpg" border="0" alt="69197026035892048171.jpg" /></a>

نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/٢٤ساعت ۱:۳۱ ‎ب.ظ توسط دل بارانی من... نظرات ()

 

چقدر عجیبه که تا مریض نشی کسی برات گل نمی یاره

 تا گریه نکنی کسی نوازشت نمی کنه

 تا فریاد نکشی کسی به طرفت بر نمی گرده

تا قصد رفتن نکنی کسی به دیدنت نمی یاد

و

 تا وقتی نمیری کسی تورو نمی بخشه .

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/٢۳ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ توسط دل بارانی من... نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/۱٩ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ توسط دل بارانی من... نظرات ()

 

همیشه فکرکن که توی یک دنیای شیشه ای زندگی می کنی

 

 پس مراقب باش به طرف کسی سنگ پرت نکنی

 

چون اول دنیای خودتو می شکنی.

نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/۱۸ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ توسط دل بارانی من... نظرات ()

سلام دوستان ببخشید این چند وقت نبودم آخه رفته بودم قم ....

جای شما  خالی خیلی خوش گذشت......

البته یک بار هم رفتم زیارت حضرت معصومه......

نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/۱٠ساعت ۸:٥٩ ‎ب.ظ توسط دل بارانی من... نظرات ()


 Design By : Pichak