ღ روز های بارانیღ

امروز سر کلاس ریاضی نشسته بودیم و داشتیم تمرین حل می کردیم که یک دفعه صدای

جیغ بچه اومد که وقتی از پنجره نگاه کردیم دیدیم که  آسمان پر دود شده است.

همه از کلاس هامون رفتیم بیرون و بعدش رفتیم حیاط،مسئول های مدرسه ام که دیدند 

هوا خیلی بده کل بچه های مدرسه رو فرستادن توی ورزشگاه و بعدشم آتش نشانی اومد 

و خلاصه................

بچه های کوچیک کلی ترسیده بودند و گریه می کردند و ما اون وسط برای خودمون  خوش 

بودیم.

خلاصه که خدا خیلی بهمون کمک کرد.........متفکرمتفکرمتفکر

نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/٢٢ساعت ۳:٥۸ ‎ب.ظ توسط دل بارانی من... نظرات ()


 Design By : Pichak