ღ روز های بارانیღ

خداجون یه دنیا ازت ممنونم که خودت کمک کردی دیشب بتونم برم امام زاده صالح...

آخه خیلی دلم گرفته بود و می خواستم یه جا برم و کلی گریه کنم...

دیشب خیلی خوب بود و تونستم یه عالمه گریه کنم...

شاید دیشب یه درس بزرگ گرفتم...

حضرت علی همیشه مثل یه پدر مهربون برای بچه های یتیم کوفه بودند...

 

خیلی دلم می خواست دیشب تو نجف باشم اما...

تا حالا این قسمتم نشده که برم نجف اما ...

چند تا از دوست هامم رفته بودند مشهد...

خوش به حالشون...

کاش من هم....

خدایا باز هم شکرت

شکرت    شکرت   شکرت

نوشته شده در ۱۳٩٢/٥/٦ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ توسط دل بارانی من... نظرات ()


 Design By : Pichak